یک آقا پسری که قبل از ازدواجش خیلی هم دوست دختر داشت...بالاخره عاشق شد و ازدواج کرد....بعد خدا بهش یه دختر داد...
یه روزبهش گفتم که یادته چجوری اشک دختر ها رو در میاوردی؟؟؟؟؟
حالا خودت هم دختر داری.....نظرت چیه...؟؟؟ تحمل اشکش و داری؟؟؟
بهم گفت: فقط می تونم بگم پشیمونم و امیدوارم همه اونها که دلشون رو شکستم منو ببخشن....هیچ پدری طاقت دیدن اشکهای دخترش و نداره.....!!!! آقایون پدر های آینده... به دختر دار شدنتون خوب فک کنید...زمین گرده ها...