فرصت نشد...
شاید خیال بود
یا رویایی نا تمام
مثل هیاهویی دور ...
مثل مه بودی
خواستم نزدیک تر شوم
هر دو گم شدیم...
فرصت نشد ببینمت
بخوانمت
( به نام..یا چیزی شبیه "جانم" )
مهلت امان نداد...
نشد دلم...
نشد که ببویمت...
فرصت نشد...
یا رویایی نا تمام
مثل هیاهویی دور ...
مثل مه بودی
خواستم نزدیک تر شوم
هر دو گم شدیم...
فرصت نشد ببینمت
بخوانمت
( به نام..یا چیزی شبیه "جانم" )
مهلت امان نداد...
نشد دلم...
نشد که ببویمت...
فرصت نشد...
نشد ببوسمت...

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و ششم اردیبهشت ۱۳۹۱ ساعت 11:10 توسط زلی جون
|