چقدر سخته کسی نباشه  بغلت کنه و باهاش حرف بزنی...

 دلم یه آغوش میخواد ...

 یه آغوش مثه آغوش مامانم ولی ....

یه آغوش که ساعتها توش با صدای


بلند گریه کنم ...

 دوس دارم داد بزنم ولی نه آغوشی هست نه جایی واسه داد زدن...


خدایا کمکم کن تحمل کنم تا وقتی پردیس امتحاناش تموم شه و بیاد .... 

چقدر دوس دارم


یکی اشکامو پاک کنه ....

 خسته شدم از این دستمال...

دلم یه دست مهربون میخواد....