لبهای همیشه بیمارت
دروغ که می گویی
می شکفد
لبهای همیشه بیمارت
و اندام ذهنم تازه می شود
شکوفه کن
بگذار جریان یابد
طراوت رگهایم
به نهایت چه می اندیشی؟!
به گل مانده ام!
رخوتم را !
درمان کن ...
می شکفد
لبهای همیشه بیمارت
و اندام ذهنم تازه می شود
شکوفه کن
بگذار جریان یابد
طراوت رگهایم
به نهایت چه می اندیشی؟!
به گل مانده ام!
رخوتم را !
درمان کن ...

+ نوشته شده در جمعه نوزدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 14:14 توسط زلی جون
|