دروغ که می گویی

می شکفد

لبهای همیشه بیمارت

و اندام ذهنم تازه می شود

شکوفه کن

بگذار جریان یابد

طراوت رگهایم

به نهایت چه می اندیشی؟!

به گل مانده ام!

رخوتم را !

درمان کن ...