وقتی بودی ...
همیشه روی سینه ات دراز میکشیدم
تو دستهایت را دور کمرم حلقه میکردی
و من ... 
زیباترین لحظه های عمرم را تجربه میکردم
حالا نیستی ...
اما بازهم هر روز روی سینه ات دراز میکشم
حسی درونم آرام میشود
نیستی و من روی جایی که تو باید باشی 
معلق می مانم ...