وقتی بودی
وقتی بودی ...
همیشه روی سینه ات دراز میکشیدم
تو دستهایت را دور کمرم حلقه میکردی
و من ...
زیباترین لحظه های عمرم را تجربه میکردم
حالا نیستی ...
اما بازهم هر روز روی سینه ات دراز میکشم
حسی درونم آرام میشود
نیستی و من روی جایی که تو باید باشی
معلق می مانم ...
همیشه روی سینه ات دراز میکشیدم
تو دستهایت را دور کمرم حلقه میکردی
و من ...
زیباترین لحظه های عمرم را تجربه میکردم
حالا نیستی ...
اما بازهم هر روز روی سینه ات دراز میکشم
حسی درونم آرام میشود
نیستی و من روی جایی که تو باید باشی
معلق می مانم ...

+ نوشته شده در پنجشنبه یازدهم اسفند ۱۳۹۰ ساعت 18:59 توسط زلی جون
|