لبخند می‌پاشی
روی بالشم
چشمت را نمی‌فهمم
زبانت را هم ...
با این‌حال
به‌تمام ‍ِ لهجه‌های دنیا
دوستت دارم !
حتی به لهجه‌ی سكوت
وقتی به نام می‌خوانیم !
خودم را برایت كنار می‌گذارم
از خودم كنار می‌كشم
تا كنارِ تو باشم 
تا تو در كنار خودت باشی ...
چقدر می‌پرسی: آدم شدی ؟!
خیالت راحت
من خیالِ آدم شدن ندارم ...!